صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٩
شما هم بگذرید دیگر.) چه چیز را بگذریم، مگر حق من است که بگذرم؟ این حق یک ملت است. مگر مىتواند کسى بگذرد از این حق؟ یک ملت است، اسلام است، خداست، مگر قابل عفو است؟ من خوف یک همچو اشتباه و لغزشى دارم و باید همه دست به دست هم بدهند و این لغزش را نگذارند واقع بشود. این تشبثاتى که الان از همه اطراف تشبث شدهاست و تشبث دارند مىکنند، بر شما جوانهاست که در اینجا صدا بلند کنید، بر آنهائى که در ایران هستند در ایران صدا بلند کنند، نگذارند در این موقع حساسى که به آخر سنگر رسیده است یکوقتى برد کند این آدم، این خطرى است الان براى ایران، الان یک خطر بزرگى براى ایران هست که اگر یک سستى بکنند و یک لغزش در اینجا واقع بشود، یا بترسند از این هیاهوئى که کارتر در آنجا گفته است که خیر ما منافعمان پیش ایشان است، ایشان حاصل با عبارت دیگر خدمتگزار ماست. ما نمى گذاریم، این نوکر باید بماند اینجا. تعبیر او با این تعبیر نیست اما واقعش همین است. تعبیرش، لفظش این نیست، واقعش این است که ما دیگر از کجا پیدا کنیم یک همچو نوکرى، این را نباید از آن بترسید.
در مقابل ملت نه تانگ کارگر است نه تشرهاى توخالى کارتر
با یک ملت نمى شود که یک کار تحمیلى تا آخر بشود، چنانچه دیدیم که با نظامى نتوانستند این کار را بکنند. ایشان خیلى هم میل داشت، خیلى هم مایل بود که نظامىها قتل عام بکنند، اصلاً یک دو سه میلیون جمعیت را بکشند، لکن نمى شود، قضیه اینطور نیست. آن اربابها هم نمى توانند این کار را بکنند. حالا خیال کنید که اگر این کار نشود از آن طرف لشکر روس وارد مىشود!! از آن طرف لشکر آمریکا وارد مىشود!! و از آن طرف لشکر انگلیس وارد مىشود!! اینها شعر است حالا، یک ملت وقتى یک چیزى را نخواهد، نمىشود و حالا ملت نمىخواهد. یک ملت است، قضیه یک حزب و یک نمىدانم یک جبهه و یک عرض بکنم جمعیت نیست، یک ملت است که الان مىگوید نه، در مقابل (نه) ملت، نه سرنیزه کارگر است، نه تانک کارگر است، نه توپ کارگر است نه تشرهاى توخالى کارتر و نمىدانم کرملین. این حرفها نیست تو کار، هر چه مىخواهند تو روزنامههایشان بنویسند یا مىخواهند خود ایشان را بلند کنند.
اهداف انقلاب را براى مردم جهان روشن سازیم
ما امیدواریم که خداوند این اجتماع ایرانىها بر حق خودشان را پیروز کند. ما امیدواریم که خداوند تائید کند این شجاعهائى که در ایران قیام کردهاند و مىخواهند حق خودشان را بگیرند و ما همه موظفیم که هر کدام در هر جا هستیم به هر قدر مىتوانیم کمک کنیم به ایرانىها انشاءالله، همهمان، یعنى همین مقدار هم که مىتوانیم کمک کنیم که هر کداممان در هر جا هستیم بگوئیم به آنها. شاید نمىدانم چند هزار ایرانى در خارج کشور است، این چندین هزار ایرانى که در خارج کشور هست مىتوانند به چند صد هزار خارجى مطلب خودشان را بگویند، این تبلغاتى که در خارج شده است خنثى